تبليغاتX
ستاره چشمک زن
ستاره چشمک زن

لیلی، مرده بود . . .

قصه نبود ، راه بود ، خار بود و خون .

لیلی ، قصه راه پر خون را می نوشت . راه بود و لیلی می رفت . مجنون نبود .

دنیا ولی پر از نام مجنون بود .

لیلی تنها بود . لیلی همیشه تنهاست .

قصه نبود ، معرکه بود . میدان بود ؛ بازی چوگان و گوی .

چوگان نبود ؛ گوی بود . لیلی ، گوی میدان بود ؛ بی چوگان . مجنون نبود .

لیلی زخم بر می داشت ، اما شمشیر را نمی دید . شمشیر زن را نیز . حریفی نبود . لیلی تنها می باخت . زیرا قصه ، قصه باختن بود .

مجنون کلمه بود . ناپیدا و گم . قصه عشق اما همه از مجنون بود .

مجنون نبود .

لیلی قصه اش را تنها می نوشت .

قصه که به آخر رسید . مجنون پیدا شد . لیلی مجنونش را دید .

لیلی گفت : پس قصه ، قصه من و توست .

پس مجنون تویی!

خدا گفت : قصه نیست . راز است . این راز من و توست . برملا نمی شود ، الا به مرگ . لیلی ! تو مرده ای .

لیلی مرده بود .

نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:31 توسط planet |

لیلی ، نام تمام دختران زمین است . . .

خدا مشتی خاک را بر گرفت . می خواست لیلی را بسازد ، از خود در او دمید . و لیلی پیش از آنکه با خبر شود ، عاشق  شد .

سالیانی ست که لیلی عشق  می ورزد . لیلی باید عاشق  باشد . زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد ، عاشق  می شود . لیلی نام تمام دختران زمین است ؛ نام دیگر انسان .

خدا گفت : به دنیایتان می آورم تا عاشق  شوید .

آزمونتان تنها همین است : عشق  . و هر که عاشق تر  آمد ، نزدیکتر است . پس نزدیکتر آیید ، نزدیکتر .

عشق  کمند من است . کمندی که شما را پیش من می آورد . کمندم را بگیرید . و لیلی کمند خدا را گرفت .

خدا گفت : عشق  ، فرصت گفتگو است . گفتگو با من . با من گفتگو کنید .

و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد . لیلی هم صحبت خدا شد .

خدا گفت : عشق  ، همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند .

و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند . 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 5:31 توسط planet |

نیامدی هنوز هم . . .

 

من آن نگاه بی قرار خسته ام

که تا سحر پی ات

روانه می شود دلم

خدا گواه می شود

که دل

بغیر تو

به عشق هم نبسته ام  

یکی نه

هزار نه

صد هزار قاصدک

روانه کرده ام پی ات

ولی تو

صد هزار نه

هزار نه

لحظه ای

نیامدی

هنوز هم  

طلسم شد دلم

ببین

غریبه ام ، برای تو

هنوز هم .

خدا گواه می شود

که دل

بغیر تو

به عشق هم نبسته ام

ولی تو

صد هزار نه

هزار نه

لحظه ای

نیامدی

هنوز هم .

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:0 توسط planet |

گله از دوست ندارم هرگز . . .

سلام . بازهم منم بله چشمک دور از ستاره .

نه ستاره دیگه انگار به کلی این جا رو فراموش کرده . بهش یه کم یه کوچولو حق می دم آخه اون کار داره درس داره اخه ناسلامتی داره می شه استاد دانشگاه  بله خوب الکی که نیست .  ولی آخه این جا قرار بود برا من و اون حکم بچه داشته باشه . یه جای دنج برا هر دومون برای دلتنگی ها و عاشقانه هامون . بابای استاد هم اگه واقعا بخواد می تونه هنوز به بچه ش سر بزنه .

ستاره حتی امسال این جا برا من تولدم نگرفت . ..................... سال جدید هم که تو دیوار .

................. .

اینارو گفتم چون وقتی به ستاره چشمک زن سر زدم دلم گرفت که این قدر مظلوم شده آخه قرار ما این نبود . وگرنه من از ستارم هیچ گله ای ندارم . می دونم کار داره و گرفتاره .

ستاره عزیزم از همین جا می بوسمت  و دعا می کنم فردا کنفرانستو با موفقیت تمام به پایان برسونی .

 

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 7:6 توسط planet |

ستاره مهربونم تولدت مبارک . . .

 

لبخند زدی و اسمان ابی شد

شب های قشنگ مهر مهتابی شد

پروانه پس از تولد زیبایت

تا اخر عمر غرق بی تابی شد

 

امیدوارم کیک ۱۰۰ سالگیت رو برات بیارم و با هم جشن بگیریم .

 

بووووووووووووووووووووووووووووووووس

بوووووووووووووووووووووووووووووووووس

بووووووووووووووووووووووووووووووووس

نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 18:12 توسط planet |

2 سال گذشت . . .

سلام ستاره جون . مارو ببخش که نمی تونیم زود زود بیام و بهت سر بزنیم .  می دونم روزی که به دنیا اومدی کلی برات برنامه داشتیم . باور کن  هنوز هم داریم . خوب بابات حسابی کار داره تازه الانم سفره .

منم توی این شهر غریب . . .

ولی بهت قول می دم که اومدم دیگه تنهات نزارم . البته یه کمی به اقای پدر هم بستگی داره هان .

اومدم که بگم از اون شب رویایی که اقای پدر بهم چشمک زد ۲ سال گذشت . اخه کی باورش می شه .

۲۸ امسال ۲ سال آشنایی ما کامل شد. امیدوارم این جریان همچنان ادامه داشته باشه .

برامون دعا کنید .

نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 0:1 توسط planet |

ستاره عزیزم مبارکت باشه . . .

 

یادم می اد از همون اوایل که با ستارم اشنا شدم همیشه امیدوار بود و به خدا توکل می کرد و تلاش می کرد . و به سوی موفقیت گام بر می داشت .

اون همیشه برام نمونه و الگو بود . یه انسان کوشا . ستاره من قبولیت برای کارشناسی ارشد مبارک .

امیدوارم پله های ترقی و موفقیت را یکی یکی بالا روی

تو مایه افتخار پدر . مادر . خواهر و برادرت هستی و من . منی که گرچه از تو دورم اما هر لحظه ام را با یاد تو سپری می کنم

دعای همه ما بدرقه راهت باد .

 

عزیزم دوستت دارم .

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 3:45 توسط planet |

یک سال گذشت . . .

به نام آنكه دوستدارش منم

سلام چطوري خوبي !!؟

اين جمله اي كه هر موقع كه بهت زنگ مي زنم صحبت كنم مي شنوم واقعا جالبه !

حتما بايد اين جمله رو بشنوم چون بهش عادت كردم

راستش من تا الان نامه ننوشتم درست بلد نيستم كه بنويسم شما به هنرمندي خودتون مارو ببخشيد . نمي دونم از كجا شروع كنم از خودم از زندگيم از درونم از كجا بنويسم كه برات جالب باشه . البته بايد ببخشيد كه من زود پسر خاله شدم ها . . . اما چون مي خوام اذيتت كنم از خودم برات مي نويسم .

دقيقا 24 سال و 3 ماه و 2 روز و چند ساعت پيش توي يكي از شباي سرد بهمن ماه توي راه شيري منظومه شمسي كره زمين قاره اسيا كشور ايران ........................... يك پسري به دنيا اومد به نام.............

بله درسته اون پسر همون عشق زميني من يعني چشمك هست .مطلب بالا اولين خطوط از اولين نامه ستاره هست به من . در حقيقت اولين دست نوشته از كسي كه بعد ها شد عشقم . و پدر ستاره چشمك زن .

ساعت 11:19 دقيقه شب 30 مرداد 1386 ستاره چشمك زن متولد شد و اول شهریور اولين مطلب رو من نوشتم و حالا اولين تولد بچه مون رو فراموش كرديم . باباش مي گه چون خيلي مظلوم بود باعث شد ما غرق خودمون بشيمو اونو فراموش كنيم .

اميدوارم سال ديگه من و باباش جبران كنيم و يه تولد حسابي براش بگيريم . توي خونه خودمون .

به اميد خدا .

وقتي من و ستاره اين وبلاگو براي هم ، براي اينكه بهانه اي باشه برامون براي با هم بودن يا لحظاتي رو در كنار هم يا به ياد هم بگذرونيم هنوز باورم نشده بود كه دوستش دارم ، كه مي خوامش ، كه با تمام وجود مي خوام كه بمونه و كنارم باشه . اما حالا خوشحالم . خوشحالم كه در طي اين يكسال نه تنها اينها رو فهميدم چيزهاي زياد ديگه اي رو هم فهميدم .و خوشحالتر از اينكه ستارمو هنوز دارم و اميد دارم كه روزي براي هميشه واسه خودم بشه .

 به اميد آن روز

  

نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 5:37 توسط planet |

چگونه مي نويسمت . . .

    

ميان دشت شب نشسته ام 

 

ستاره ها به روي دامنم چه گريه ها نمي كنند

 

نگاه كن چگونه مي نويسمت !

 

قلم به دست من هميشه شكوه مي كند

 

و نام تو ميان دفترم

 

هميشه پيچ و تاب مي خورد

 

از اين ستون به آن ستون

 

ببين رسيده ام به اوج آسمان

 

كنار خانه خدا . . .

 

براي عشقمان ستاره اي شدم !

 

به روي دامنش چه گريه ها نمي كنم

  

و با حضور اسم تو

  

قلم شكسته شد ميان دست من

 

و نام تو هنوز هم

 

از اين ستون به آن ستون

چه پيچ و تاب مي خورد !

 

     

نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 5:2 توسط planet |

آرزوی من . . .

 

 

چشمک عزیز مهربونم دوست دارم .

امشب شب آرزوهاست دلم برای تنها آرزوم تنگ شد .

آرزوی من زود بیا پیشم .  

نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 5:37 توسط planet |

پیام تسلیت . . .

داداش میثم انشاالله غم آخرت باشه .

 

من     زهره عزیزت     آبجی آرتارو تو غمت شریک بدون .

 

تسلیت می گم .

آبجی کوچکت  ( شعله ) 

 

نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:34 توسط planet |

مادر بزرگ ....

مادر بزرگ ...

 

 

جایت همیشه خالیست  

چشمک عزیزم . مهربونم امیدوارم دیگه هیچ وقت تورو غمگین نبینم . غم از دست دادن مادر بزرگ خیلی سخته . این غمو بهت تسلیت می گم  . دلم می خواست در کنارت بودم تا شاید مرحمی باشم برایت . دلم می خواست کنارت بودم و آرومت می کردم .

عزیزم صبور باش .                 این تنها چیزی هست که می تونم بگم .

 

 

نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:25 توسط planet |

صدا کن مرا صدای تو خوب است ...

 

 

                                                                گذشت  . . .

بی هیچ دلهره ای

گویی دستان خدا ، دستان او را فشرد

آرام بنده ی من ، سکون تو خوب است ، آرام .

التهاب ، سکون ، خوش آمد زمان ، گرمای عجیب جده

غریبگاهی کاملا آشنا

و آشنا قدم می گذاشت که گویی زادگاه خودش است

زیر چتر های پر از سایه ، زیر سپیدهای پر از نور

نماز ظهر و عصر ، اقامه ای عاشقانه داشت

چه آرامشی ، چه حضوری ، چه گرمایی

به سمت مدینه ، به سمت شهر عشق ، به سمت وادی ایمن ، آرام آرام

در تاریکی شب به مدینه رسید ، مدینه

باورش نمیشد ، باور کردنی نبود

او درست روبه روی گنبد سبزی بود که خاموش بود

اما باز سبزی جاودانه اش ، سبز ترین بود

باورش نمی شد ، احساس می کرد در خلسه ای است که جرئت حتی تکان خوردن راهم ندارد

باورش نمیشد تصویری که روبه روی آن ایستاده بودهمانی است که همیشه ازصفحه جادویی میدید

آنقدر بهت منظره زیاد بود که حس میکرد هنوز از ته دل تکان نخورده

اما به محض این فکر ، تمام صورتش خیس از اشک شد

دلش شکست ، خیس از حیرت

در ورودی شهر ، سلام به گنبد سبز را خواند

همه اشک می ریختند ، ازناباوری ، از مهرخدا ، از مهرحضرت رسول (ص)

او در مدینه بود ، روبه روی بقیع ، مسجد النبی (ص) ، بین الحرمین

عشق را باور کرده بود و های های اشک نیز جوابگوی جوشش عظیم این عشق نبود .

 

  چشمک عزیز زیارتت قبول   

 

نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:0 توسط planet |

چشمکم رفته خونه خدا....

 

لَبَّيْكَ ، اَللّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ ،لا شَرِيكَ لَكَ ، لَبَّيْكَ

 

اِنَّ الْحَمدَ وَ النِّعْمَه لَكَ وَ الْمُلْكَ لا شَرِيكَ لَكَ ، لَبَّيْكَ

 

 

آن سفر کرده که صد قافله دل هم ره اوست

 

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

 

چشمک عزیزم 

 

التماس دعا

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 5:17 توسط planet |

سال نو مبارک ...

 

من و ستاره سال جدید رو بهتون تبریک می گیم . سال خوبی داشته باشین و به تمام آرزوهای قشنگتون برسید .

 

نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 3:12 توسط planet |

شاه بیت ...

 

من ندانم که کیم

من فقط می دانم

که تویی

شاه بیت غزل زندگیم .

پیوند جاویدان

قلب من و تو را

پیوند جاودانه مهری ست در نهان

پیوند جاودانه ما ناگسسته باد

تا آخرین دم از نفس واپسین من

این عهد

بسته باد

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 16:36 توسط planet |

خاطره ها ....

امروز دلم گرفته  یاده پارسال این روزها افتادم . پارسال همین

موقع ها بود که بهش اس ام اس دادم شماره حساب قلبتو بده تا كمي

عشق واريز كنم غافل از اينكه اون توي قلبم عشق ريخت ، محبت ريخت

 و عاشقم كرد . چه روزهايي بود گمون مي كردم يه دوستي ساده

هست . اون اومد و عاشقم كرد .دلم براش تنگ شده .

مي دونم كه اين روزها حسابي كار داره ، مي دونم نمي تونه همش با من

حرف بزنه ، مي دونم مشكله براش . به خدا تمام اينارو مي دونم اما

خب دست من نيست . چي كار كنم كه دلم اين قدر زود براش تنگ

مي شه و بهونشو مي گيره . .

وقتي داشتم از دانشگاه مي اومدم تصميم گرفتم بيام كافي نت و براش

 بنويسم از دلتنگي هام . بعد تمام خاطراتم از وقتي كه ستاره ام اومد و

بهم چشمك زد مثل يه نوار ويدئويي از جلو چشام گذشت و توي خيالم

كلي باهاش حرف زدم و حالا كه اومدم براش تعريف كنم و از دلتنگي

هام براش بگم تمام حرفايي كه آماده كرده بودم از ذهنم پريدن .

...... ستاره خيلي دوستت دارم و

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 23:56 توسط planet |

گل یاسمنم تولت مبارک

۱۲ اسفند روز تولد چشمک عزیزم هست.

تولدت مبارک 

 

happy brithday

 عزیزم

یک بغل گل یاس

یک سبد ستاره

و یک دنیا عشق

پیشکش تو به خاطر زیباترین روز دنیا

که روز تولد توست .....

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 20:13 توسط planet |

...

 

 

نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 16:32 توسط planet |

تولدت مبارک

               

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

هیجده بهمن ماه روز میلاد ستاره عزیزمه 

         

 

عزیزم تولدت مبارک

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 16:42 توسط planet |
درباره وبلاگ

خداوندا : بسوی تو آمده ايم و از تو در خواست مي كنيم در اين احوال و لحظه ها ما را موفق بدار تا آنچه را كه تو می پسندی بينديشيم و انجام دهيم .
خدايا : ما را به بزرگواری خودت اصلاح كن ، به پرورش و تربيت خودت درمانمان كن و در سايه ی حمايت و لطف خودت قرارمان ده .
(cheshmak and planet )

آخرين نوشته ها
لیلی، مرده بود . . .
لیلی ، نام تمام دختران زمین است . . .
نیامدی هنوز هم . . .
گله از دوست ندارم هرگز . . .
ستاره مهربونم تولدت مبارک . . .
2 سال گذشت . . .
ستاره عزیزم مبارکت باشه . . .
یک سال گذشت . . .
چگونه مي نويسمت . . .
آرزوی من . . .
پیام تسلیت . . .
مادر بزرگ ....
صدا کن مرا صدای تو خوب است ...
چشمکم رفته خونه خدا....
سال نو مبارک ...
شاه بیت ...
خاطره ها ....
گل یاسمنم تولت مبارک
...
تولدت مبارک
السلام علیک یا اباعبدالله
دلم هوای یار کرده ...
تا ابد عاشق توام...
مهر
تقدیم به تو
بالاخره ستاره اومد ...
سفر
دلم گرفته ...
حرف اول
نويسندگان
planet
cheshmak
امکانات
کمیابترین کدهای جاوا


setarecheshmakzan

planet

setarecheshmakzan

http://setarecheshmakzan.blogfa.com

ستاره چشمک زن

ستاره چشمک زن

ستاره چشمک زن

خداوندا : بسوی تو آمده ايم و از تو در خواست مي كنيم در اين احوال و لحظه ها ما را موفق بدار تا آنچه را كه تو می پسندی بينديشيم و انجام دهيم .
خدايا : ما را به بزرگواری خودت اصلاح كن ، به پرورش و تربيت خودت درمانمان كن و در سايه ی حمايت و لطف خودت قرارمان ده .
(cheshmak and planet )

ستاره چشمک زن

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com